مشکل منفی بافی و بدبینی اقتصادی
در طول دوران جنگ سرد که به دنبال پایان جنگ جهانی دوم بیش از چهار دهه به طول انجامید سوال در مورد امکان بروز یک جنگ جهانی دیگر همواره مطرح بوده است. روشن است که بروز جنگ دیگری از هر گونه انقباض اقتصادی بدتر است ولی مساله این است که نفس مطرح شدن چنین بحثی بی فایده است. هر گونه جوابی را می توان به سوال امکان بروز جنگ داد و مثلاً احتمالی برابر با ۱۰ ، ۵۰ یا ۸۰ درصد را عنوان کرد. پیش بینی های بی فایده اینچنینی اذهان را از مطرح کردن سوال بسیار مهم تری منحرف می کند. سوال مورد نظر این است که آیا ما به اندازه کافی برای کاهش احتمال چنین فاجعه ای تلاش می کنیم یا نه.
دورنمای وضعیت اقتصادی موجود نیز شباهت هایی به وضعیت ذکر شده دارد. این خطر وجود دارد که با منفی بافی وضعیت را به مرحله افسردگی بکشانیم. فرانکلین روزولت رئیس جمهوری سابق آمریکا گفته است که ما به جز ترس نباید از چیز دیگری ترس داشته باشیم.
مساله ای که بیش از هر چیز در حال حاضر موجب نگرانی است روانشناسی منفی در عموم مردم است. در مورد رکود اقتصادی چنان بحث می شود که گویی در مورد فاجعه ای طبیعی مانند برخورد شهاب سنگ با زمین که منجر به از بین رفتن دایناسورها شد.
تمامی صحبت های عموم در مورد مصرف و پس انداز جنبه منفی دارد و روشن است که چنین صحبت هایی باعث وخیم تر شدن اوضاع و شدت گرفتن چرخه دور باطل به وجود آمده می شود. رکود اقتصادی برای کسانی که شغلشان را از دست داده اند و کسانی که نسبت به از دست دادن شغل خود نگران هستند فاجعه آمیز بوده است.
وضعیت معمول انسان ها محدودیت امکانات مورد نیاز است و مناقشات و اختلافات معمولاً بر سر تخصیص منابع محدود رخ می دهد. هنر سیاسی و اقتصادی، یافتن راهی برای ادامه مسیر در میان این مناقشات است ولی در دوره رکود اقتصادی گویی این قوانین به حال تعلیق در می آید. گویی می توان از چیزی به مقدار بیشتر داشت بدون آنکه از میزان چیز دیگری کاسته شود. به عنوان مثال می توان در محیط زیست سرمایه گذاری کرد بدون آنکه از میزان رضایت مصرف کنندگان کاسته شود. گویی جهان در دوره رکود وارد دنیایی مجازی می شود که قوانین معمول برعکس شده و هشدارهای معمول، معقول و منطقی دیگر کارایی ندارد. در واقع اکنون طراحی سیاست های اقتصادی سر راست تر و آسان تر از چند ماه قبل شده است البته مشکلاتی در زمینه حد و حدود تقویت قدرت خرید مردم و رابطه سیاست های مالی و مالیاتی وجود دارد ولی این مشکلات در مقابل مشکلاتی که قبلاً به علت گران شدن شدید نفت و مواد خام دیگر به وجود آمد و اقتصاددانان را بر سر دوراهی مبارزه با رکود اقتصادی و مبارزه با تورم قرار داد، مشکل بزرگی به نظر نمی رسد.
اکنون تورم به شدت پایین آمده و محدودیت های ۱۲ ماه گذشته در مورد طراحی سیاست های مناسب به پایان رسیده است. یکی از مسائلی که به عنوان انتقاد نسبت به طرح های ارائه شده مطرح می شود میزان قروض دولت هاست که بر اثر هزینه های اضافی برای مبارزه با رکود و افسردگی احتمالی اقتصادی به وجود می آید. بهتر بود که دولت ها مردم را در مورد تفاوت بین قروض دولتی و خصوصی توجیه می کردند. لازم است تمامی کشورهای صنعتی برای محدود کردن اثرات افزایش قروض دولتی به شکل هماهنگ دست به اقدامات لازم بزنند.
مساله دیگری که مطرح می شود این است که بروز رکود اقتصادی دلایل و پیامدهایی دارد. رکود اقتصادی روند از بین رفتن فعالیت های بیهوده و سرمایه گذاری های مبتنی بر پیش بینی های اشتباه را تسریع می کند. این روندی است که شوم پیتر اقتصاددان اتریشی آن را تحت عنوان «خرابی سازنده» توصیف می کند. این حرف تا حدی درست است ولی موج دوم و سوم خرابی ها در اقتصاد را که به علت کاهش قدرت خرید مردم به وجود می آید و شامل کسب و کارهای موفق و معقول نیز می شود توجیه نمی کند. در واقع خود شوم پیتر در دهه ۳۰ قرن گذشته میلادی به دنبال بروز افسردگی شدید اقتصادی خواهان افزایش هزینه های دولتی در جهت تقویت میزان تقاضا در اقتصاد شده بود. این در حالی است که قبل از آن شوم پیتر خود را از بحث ها در چارچوب اقتصاد کلان کنار می کشید. فردریک هایک دیگر اقتصاددان اتریشی در دهه ۷۰ میلادی طی نوشته هایی بین رکودهای اقتصادی که در چارچوب چرخه های اقتصادی غیرقابل اجتناب هستند و رکودهای ثانویه که بر اثر کاهش قدرت خرید مردم به وجود می آید تفاوت قائل شد.
تشکل دانشجویی دانشجويان مستقل در 26 بهمن ماه سـال 1383 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ايلام تأسیس گردید و در حال حاضر داراي 7 معاونت به عنوان شوراي مركزي می باشد كه عبارتند از: