پشت دروازه های المپیك

 

چیزی كه مائو همیشه می گفت، اما عمل نمی كرد، در عمل رهبران جدید چین می توان یافت: «اگر می خواهی طعم گلابی را بدانی آن را گاز بزن.» چه بسا همین سفارش تاریخی موجب شده است تا رهبران چین در المپیك ۲۰۰۸ لقمه بزرگتر و بیشتری برای دستیابی به مزه های عالی تر در پروسه چین جدید بردارند.رقم ۴۰میلیارد دلاری هزینه المپیك چین نشان دهنده بلند پروازی ها و آمال چینی ها برای آینده این كشور پر جمعیت است.بدین ترتیب فاتح ۳۲ طلای المپیك آتن، رؤیاهای بزرگ تری در سر دارد.

 

 

 

چیزی كه مائو همیشه می گفت، اما عمل نمی كرد، در عمل رهبران جدید چین می توان یافت: «اگر می خواهی طعم گلابی را بدانی آن را گاز بزن.» چه بسا همین سفارش تاریخی موجب شده است تا رهبران چین در المپیك ۲۰۰۸ لقمه بزرگتر و بیشتری برای دستیابی به مزه های عالی تر در پروسه چین جدید بردارند.رقم ۴۰میلیارد دلاری هزینه المپیك چین نشان دهنده بلند پروازی ها و آمال چینی ها برای آینده این كشور پر جمعیت است.بدین ترتیب فاتح ۳۲ طلای المپیك آتن، رؤیاهای بزرگ تری در سر دارد.
● بهار پكن
با درك ویرانی های به وجود آمده ، رهبران جدید چین گام های مهمی برداشتند. نخست در «بهار پكن» از قربانیان و آسیب دیدگان انقلاب فرهنگی دلجویی شد. در حقیقت یك سلسله ابتكارات به رهبری «دنگ شیائو پنگ» اعمال شد. وی در فاصله سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۴ روابط چین را با امریكا، ژاپن و انگلیس ترمیم و اعتماد دیگر كشورهای جهان را جلب كرد. آسودگی خاطری كه وی در داخل و خارج چین به دست آورد، راه را برای اعلام علنی و رسمی اصلاحات اقتصادی هموار كرد. اقتصاد چین از سال ۱۹۷۸ - كه اصلاحات تدریجی در این كشور آغاز شد - تا امروز راه درازی پیمود و گام های بزرگی برداشته است. تولید ناخالص داخلی چین كه در سال ۱۹۷۸ كمتر از ۲ تریلیون دلار بود، در سال ۲۰۰۴ به ۳‎/۷ تریلیون دلار رسید. هم اكنون از نظر حجم تولیدات پس از امریكا، چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است. این در حالی بود كه چین در دوران حكومت مائو و جانشینانش به تدریج با همه كشورهای جهان قطع رابطه كرد به طوری كه در هنگام انقلاب فرهنگی تقریباً هیچ نمایندگی دائم سیاسی در پكن نبود و چین تنها یك كنسولگری فعال در مصر داشت. اكنون چین، به جز كشورهایی كه تایوان را به رسمیت شناخته اند با همه كشورهای جهان روابط كامل دارد.
چین به عنوان پرجمعیت ترین كشور جهان هم باید خوراك یك میلیارد و سیصد میلیون نفر جمعیت این كشور را تأمین كند و هم باید برای آنان آینده را بسازد. به همین دلیل چین بیش از نیمی از محصول سیمان، یك چهارم آهن و یك سوم زغال سنگ جهان را خریداری می كند. از سوی دیگر، ضروریات اقتصادی، عامل تعیین كننده سیاست خارجی چین بوده است. چین برای تأمین نیازهای متعدد خود به دنبال متحدین جدید خارجی است و نفت در صدر اولویت های اقتصادی این كشور قرار دارد. حفظ منافع و نه روابط عقیدتی، مهم ترین شكل دهنده ابعاد سیاست خارجی چین است.
رشد هشت درصدی برای دومین اقتصاد بزرگ آسیا بدین مفهوم است كه چین یكی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی جهان باقی خواهد ماند. صادرات چین در سالهای گذشته بیش از ۳۵ درصد رشد داشت.بر اساس فهرست سالیانه ثروتمندان چینی در نسخه آسیای مجله فوربس، ۱۰ میلیاردر در پرجمعیت ترین كشور جهان به سر می برند. رشد سرسام آور اقتصاد چین موجب شده تا ثروت شخصی كارآفرینان برجسته این كشور نیز افزایش یابد. هم اكنون مجموع ثروت صد پولدار چین از ۴۱ میلیارد دلار افزون تر است. در حقیقت اشتهای چینی ها به ثروت مانع از وفاداری آن ها به ایده های تساوی جویانه شده است. رونق اخیر صنعت ساختمان نیز موجب شده تا در رأس این صنعت دومین ثروتمند چین حدود یك میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار دارایی داشته باشد.
● دهان باز ۱‎/۵ میلیارد چینی
اما بیدار شدن این اژدهای زرد به چه سرانجامی برای جهان خواهد انجامید. یك مركز تحقیقات انرژی در امریكا تقاضای چین را برای بنزین روزافزون می داند. در سالهای اخیر، چین جای ژاپن را گرفته و به دومین مصرف كننده عمده بازار سوخت جهان پس از امریكا تبدیل شده است. نرخ رشد تقاضا در چین ۱۷ درصد است، در حالی كه در سراسر جهان ۳ درصد بیشتر نبوده. این كه این رشد چه تأثیری بر زندگی مردم سایر كشورها می گذارد، قیمت نفت می تواند شاخص خوبی باشد.
چین همزمان با وارد كردن كالا از كشورهای تولیدكننده تحقیقاتی هم درباره ظرفیت تولیدات جدید در بسیاری از كشورهای صادركننده انجام می دهد و به این ترتیب این كشورها از سرازیر شدن سرمایه گذاری های خارجی چین به سرزمینشان هم بهره می برند. تبدیل شدن چین به یك غول اقتصادی بر سایر كشورهای اطراف نیز بی تأثیر نخواهد بود. همین است كه دیدگاه و قضاوت سایر كشورها در مورد چین برای این كشور اهمیت زیادی دارد. ۱۸سال پیش یعنی همزمان با تظاهرات تیان آن من، چین نگرانی هایی در این مورد داشت.
در سال ۲۰۰۴ هوجین تائو رئیس جمهوری چین به دور دنیا سفر كرد تا راه های دستیابی چین به منابع اولیه را فراهم كند. در نوامبر همان سال وی در امریكای جنوبی در عرض شانزده روز، ۳۶ قرارداد تجاری با پنج كشور امضا كرد. چنین روند پرشتابی با خوش بینی هایی هم همراه است، چنان كه یك اقتصاددان معتقد است این رشد و بالندگی با كمك به چرخه اقتصادی دنیا، بسیاری از سیستم ها را از فقر نجات می دهد. چین یك واردكننده عمده است و نیمی از این مقدار از كشورهای در حال توسعه بویژه كشورهای شرق آسیاست.
● دیوارهای باقیمانده
اما در پشت این نمای قدرتمند، هزارتوی دیگری نیز وجود دارد. رشد اقتصادی ناهموار موجب تمركز ثروت در مناطق شهری و فقر در مناطق روستایی شده. این اختلاف از هر كشور دیگری در جهان بیشتر است. از مشكلات دیگر چین، فساد است كه در تمام سطوح جامعه به چشم می خورد. آلودگی به ویروس HIV و آلودگی محیط زیست از تأثیرات منفی رشد اقتصادی چین است. با وجود تحولات اقتصادی، در نظام سیاسی چین تحول عمده ای صورت نگرفته است. در این میان هر چند عده ای می گویند حزب كمونیست همچنان قدرت مطلقه است، اما قدرت مطلقه ای كه دیگر واجد خصوصیات حزب كمونیست نیست. رسانه های چین زیر كنترل دستگاه رهبری این كشورند و از دسترسی به خبر، سایت و برخی رادیوهای خارجی جلوگیری می شود.
تلویزیون چین به عنوان منبع اصلی خبر یك میلیارد نفر بیننده دارد. با وجود كنترل سایت های اینترنتی محبوبیت آن روز به روز افزایش پیدا می كند چیزی حدود ۹۴ میلیون نفر در سال ۲۰۰۴‎/
چین با امریكا نیز چالش هایی دارد. نقض حقوق مالكیت معنوی شامل حق مؤلف مهمترین تذكر امریكا به چین است. هر سال اقتصاد امریكا از این راه زیان چند میلیارد دلاری می بیند. علاوه بر تكثیر غیرمجاز فیلم ها، آلبوم های موسیقی، بازی های رایانه ای و پوشاك امریكایی، چینی ها دارو و سایر اجناس مانند خمیردندان ساخت امریكا را نیز تولید می كنند و می فروشند. در حالی كه از چین و هند به عنوان فیل های رشد اقتصادی جهان یاد می شود، اما سوءتفاهم درباره قدرت آنها زیاد است. جالب این كه در پاسخ به این سوءتفاهم ها یك اقتصاددان چینی از تمثیل شاعر ایرانی «مولانا» بهره می گیرد. «سوءتفاهم درباره پرجمعیت ترین كشور جهان مثل پنج نابینا می ماند كه هر كدام فیلی را لمس كردند، ولی هر كدام آن را مار، بادبزن، ریسمان، اسلحه و تنه درخت توصیف كردند، اما به هر رو این ابرقدرت وارد زندگی روزمره ما شده است.»
موانع دیگری نیز هست. چینی ها خارج از عرف بازارها، خودشان قیمت ها را تعیین می كنند. تكیه بر زنجیره محصولاتی كه از چین وارد می شود خطراتی نیز دارد زیرا عرضه این محصولات ممكن است با هر گونه تخاصمی با این كشور قطع یا كاهش یابد. رشد اقتصادی چین هر چند از همه كشورهای دیگر بیشتر است، اما میلیون ها كشاورز چینی در سال های اخیر، هستی خود را از دست داده اند و به كارگران مهاجری تبدیل شده اندكه در جست وجوی كار، به حاشیه شهرهای بزرگ پناه می برند. چیزی كه از آن به عنوان لومپن پرولتاریا و نو ثروتمندان صاحب ویلاها و خودروهای لوكس یاد می شود. در این میان رهبران منطقه ای حزبی، قیام هایی را كه با شلیك گلوله خاموش می شوند، از پكن، پنهان می كنند. رشد اقتصادی ۹ درصدی، فاصله طبقاتی و ضعف سیستم خدمات درمانی و بیمه بازنشستگی را نیز به همراه داشته است. برای چنین اقتصادی، صرفه جویی و مصرف كارآمدتر انرژی اهمیت زیادی دارد. شركت ملی نفت كه مسئولیت تأمین انرژی چین را به عهده دارد، قراردادهای بزرگی برای تأمین سوخت با كشورهای مختلف بست كه قرارداد ۲۴میلیارد دلاری با ایران یكی از بزرگترین آنها بود. بر فراز تمام اصلاحات اقتصادی، رهبران چین همواره با این استدلال كه تغییر سریع ساختارهای قدرت سیاسی می تواند توازن قوا را به هم بزند، در مسیر اصلاحات سیاسی اقدام مؤثری نكرده اند. اما در پس قدرت اقتصادی، ملزومات دیگری نیز در ساخت قدرت جهانی وجود دارند، زیرا این امری غیرعادی است كه كشوری با برتری اقتصادی، اهداف نظامی در سر نپروراند.
چین هم اكنون نمی تواند به رقابت با امریكا بپردازد، اما قدرت نظامی امریكا ناشی از قدرت اقتصادی این كشور است. چین به مدت ۴۰ سال از نظر آسیا كشوری فقیر و خطرناك بود كه باید از آن پرهیز می شد، اما این كشور بزودی به صورت بزرگ خانواده در آسیای شرقی در آمد. اگر روزی چین ثروتمندتر از همه كشورهای دیگر شود به برتری نظامی نیز روی خواهد آورد. امروز چین می خواهد با آرامی و مسالمت به قدرت برتر برسد، اما معلوم نیست كه پس از رسیدن به آنچه خواهد كرد. چینی ها در پاسخ به این نگرانی ها همواره كوشیده اند تا پاسخ های حكیمانه ای بدهند، چنان كه یك استاد چینی می گوید: «یك جنتلمن واقعی هرگز مایل به جنگ نیست، ولی اگر جنگ كند، برنده می شود.»
واقعیت كنونی دنیای اقتصاد این است كه چین توانسته تنها بعد از امریكا، آلمان و ژاپن در رده چهارم رشد صادرات در جهان قرار بگیرد. چین هم اكنون دومین مشتری بزرگ جهان است. در تمام این سال ها چینی ها انرژی زای اقتصاد بازار بوده اند.
حاصل خصوصی سازی ده ها هزار شغل دولتی، حجم عظیم سرمایه گذاری های مستقیم خارجی است. فاز جدید این رقابت ها در سال ۲۰۰۳ بوده كه سرمایه گذاران خارجی و داخلی اجازه گرفتند سهام دولتی شركت های بزرگ را خریداری كنند.
بر اساس یك برآورد چین هم اكنون ۵۰ درصد تلفن، ۴۱ درصد ویدئو، ۳۰ درصد تهویه هوا، ۳۰درصد تلویزیون های رنگی، ۲۳ درصد ماشین لباسشویی و ۱۷ درصد یخچال در دنیا می سازد.
گذر از پرتگاه اقتصاد كمونیستی و ایده حاكم بر آن مهمترین از خودگذشتگی و واقع بینی نسل كلاسیك رهبران كنونی چین بوده است. در پشت ایده اقتصادی كه چینی ها درسردارند، به حتم آرمان های بلندپروازانه ای نیز وجود دارد، اما رمز این ابتكار عمل فراموش شدنی نیست. گذشتن از آرمان ها و حرف های بزرگ و تكیه بر ایده های كوچك، اما عملی. چه هم اكنون جهان بسیار كوچكتر و متحدتر از نطق ها و ایده های بزرگ و پراكنده است.