به ياد شهيدان عاشوراي مشهد الرضا

ساعت 26/14 روز دوشنبه 30 خرداد سال 1372 خورشيدي برابر با عاشواري 1415 هجري قمري و در حالي که رواقها ، صحنها ، بستها و اطراف مرقد مطهر هشتمين امام معصوم از جمعيت موج مي زند و مردم بر افروخته از عشق و ارادت به سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين (ع) غرق عزاداري و نوحه سرايي اند صداي مهيب انفجار بمب فضاي روضة منوره رضوي را پر مي کند و انفجار سهمگين همه جا را به لرزه در مي آورد و لحظه اي بعد دود غليظ و بوي خون در فضاي سراسر معنويت حرم پخش مي گردد و انبوه متراکم جمعيتي را که مشغول مناجات و عبادت بوده و در فضايي از صميميت و اخلاص رازهاي دل خود را با امام و پيشواي بر حقشان وا مي گويند درهم   مي پيچد .
بمب در محلي واقع در قسمت بالا سر مبارک منفجر مي شود و همه چيز را در هم ميريزد و زائران را وحشت زده و سراسيمه مي گرداند ، بر اثر شدت انفجار که طبق نظر کارشناسان مربوطه مقدار آن معادل 10 پوند ماده منفجره تي . ان . تي بوده است اعضاي بدن تعدادي از زائران همچون سر و دست و پا و انگشت جدا شده و به اطراف محل حتي پشت بام حرم و سقف ضريح مطهر پراکنده ميشود ، نه تنها سطح حرم و روضه منوره رضوي آغشته مي گردد بلکه قطعات خرد شده پوست و گوشت زوار به همراه خون سطح ديوارهاي حرم مطهر امام و داخل آن را پوشانده و به خون آغشته مي گرداند .
بوي خون و سوختگي و دود فضاي حريم رضوي را مالامال مي سازد . تعداد قابل توجهي از نسخ قرآن و مفاتيح قطعه شده و خون آلود مي گردد و چلچراغها در محل حادثه خرد مي شوند . خدام حرم که روز عاشورا همگي در حرم مولاي خود امام رضا (ع) حضور دارند براي کمک به مردم و نجات مجروحان به داخل حرم مي شتابند و مردم را به بيرون حرم راهنمايي و مجروحان حادثه را به صحن آزادي و صحن انقلاب اسلامي منتقل مي کنند . شرايط ويژه پس از انفجار موجب گرديد تا درهاي صحنها و حرم بسته شود به نحوي که در ساعات اوليه صرفاً مسؤولان و خدام آستان قدس رضوي امکان ورود داشتند . حرم مطهر و رواقهاي اطراف صحنها از مردم عادي خالي بود اما جمعيت انبوه پشت درهاي بسته بي تابانه بازگشايي حرم آقا امام رضا (ع) را لحظه شماري ميکردند .
طاقت فرساترين و سوزناکترين بخش کار ، جمع آوري و پاک سازي حرم مطهر از قطعات ريز ريز شده گوشت ، پوست و خون بدنهاي پاره پاره شده زواري بود که باقي مانده بدنهايشان در ظهر عاشوراي حسيني (ع) سطح بيشتر رواقها همچون رواق دارالحفاظ ، دارالسعاده و نيز گنبد الله ورديخان ، گنبد حاتم خاني و ... بخش وسيعي از ديوارها را پوشانيده بود که اين کار سخت و جگرسوز و شستشوي حرم مطهر در طول همان شب و با زحمت بسيار انجام گرفت و صبح روز بعد حرم فرزند موسي بن جعفر (ع) آمادة زيارت و طواف عاشقان دلسوخته و عزادار شد و طي مراسم رسمي توسط توليت عظماي آستان قدس رضوي به روي مردم آغوش گشود و بدين سان پناهگاه هميشگي مردم به روي آنان بازگشت . شور و التهاب و هيجان شهر را فرا گرفته و همگان را مبهوت و متاْثر ساخته بود . همه از حادثه اي که هرگز وقوعش را در باور نمي آوردند گفتگو ميکردند و هر کس در آن لحظات سخت مي انديشيد که چه کاري بايد و مي تواند انجام دهد . پيكرهاي زخمي مجروحين و شهيدان با وسايل نقلية شخصي و آمبولانسهايي که به دو صحن انقلاب اسلامي و آزادي وارد شده بودند به بيمارستانهاي مشهد منتقل گرديدند و آنچه از کينة منافقان باقي ماند سيصد تن مجروحان حادثه بودند که عده اي از آنان اعضايي از بدن خود بخصوص دست و پايشان را از دست داده بودند و 27 نفر شهيد که الي الابد مظلوميتشان گريبانگير دشمنان ولايت است. در ميان مجروحان و شهدا از هر سن و از هر قشر و طبقه اي ديده مي شدند . پير ، جوان ، کودک ، زن و مرد . در يک کلام عاشورا در مشهد مقدس و در حوزه حريم منور رضوي حقيقتاً به عاشورايي به يادماندني در تاريخ پس از عاشوراي حسيني (ع) تبديل شده بود . لحظات و حالات مردم در صبح روز بعد حقيقتاً براي تاريخ عبرت آميز بود و براي هربيننده اي ديدني. مرد و زن ، پير و جوان ، کوچک و بزرگ ، همگي شيفته و شيدا ، گريان و نالان و در عين حال خشمگين و غرنده به حرم وارد شدند .