یکی از ویژگی های برخی مسوولا ن، اعتقاد فراوان به شعارگرایی و طرح وعده های بی عمل است. این موضوع در دولت نهم نیز مصداق دارد.
البته قصد نداریم این ویژگی را منحصر به دولت نهم بدانیم چرا که اعتقاد ما بر این است که در دولت های قبل نیز گاه شاهد حضور مسوولا نی بوده ایم که شعار و وعده را در راس برنامه های خود قرار می دادند; بدون آن که برنامه مناسب و مدونی برای عملی ساختن آن داشته باشند. اما در دولت نهم این موضوع عمومیت بیشتری دارد و طرح وعده ها و شعارهای عامه پسند، در حوزه های مختلف، از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و ورزش به موضوعی عادی تبدیل شده است.
در حوزه اقتصاد، از طرح موضوع وام های مسکن و ادعای تاثیر مثبت آن در بهبود شرایط بازار مسکن تا اعتراف به نقش منفی آن در افزایش بی رویه قیمت ها، در حوزه سیاست، از طرح موضوع رویکرد با شرق تا رای مثبت چین و روسیه به عنوان مهمترین محورهای شرق به قطعنامه های ضد ایرانی شورای امنیت و در حوزه ورزش تبلیغات فراوان در مورد موفقیت های بی سابقه ورزش ایران در سه سال اخیر و در پی آن ناکامی مطلق کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۰۸ پکن، همگی مصادیق بارزی از محوریت شعارگرایی و تکیه بر وعده ها در دولت نهم است.
این موضوع، این روزها بیش از هر حوزه دیگری در ورزش مورد توجه قرار گرفته است. حوزه ای که ریاست آن بر عهده یکی از دوستان نزدیک آقای احمدی نژاد است که در دوران حضور احمدی نژاد در راس شهرداری تهران هم معاونت فنی و عمرانی شهرداری را بر عهده داشت و به دلیل همین سابقه مرافقت، همچون نزدیکی احمدی نژاد با رحیم مشایی در سازمان گردشگری - شاهد سرمایه گذاری گسترده در حوزه ورزش - همانند گردشگری - بوده ایم.
حمایت های رئیس جمهور از علی آبادی به حدی بود که مهندس علی آبادی حتی کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال شد اما با مخالفت فیفا با کاندیداتوری علی آبادی، علی کفاشیان در یک میدان بی رقیب، رئیس فدراسیون فوتبال شد تا همزمان با ریاست کمیته ملی المپیک، آن هم در ماه های دشواری که به المپیک ۲۰۰۸ پکن ختم می شد، هر دو منصب مهم اجرایی را همزمان در اختیار بگیرد. به همین دلیل به نظر می رسد در کنار بررسی و نقد سیاست های کلا ن حوزه ورزش در دولت نهم، نقد عملکرد آقایان علی آبادی و کفاشیان از اهمیت خاصی برخوردار باشد.
آقای علی آبادی که کاروان ورزشی اعزامی ایران به المپیک ۲۰۰۸ پکن را بزرگترین کاروان ورزشی ایران در طول المپیک طی سال های پس از پیروزی انقلا ب اسلا می می دانست اکنون می تواند به پرسش های موجود پاسخ دهد که هدف ازاعزام این کاروان به المپیک چه بود؟ آیا صرفا قصد اعزام سیاهی لشگر را داشته ایم؟ با گذشت بیش از ۱۰ روز از المپیک، کاروان ورزشی ایران حتی یک مدال برنز هم کسب نکرده و در اندک رشته های باقیمانده همچون وزنه برداری - آن هم فقط در سه وزن - یا تکواندو و کشتی آزاد هم قرار نیست معجزه ای رخ دهد. آیا این است سهم کشوری ۷۰ میلیونی همچون ایران با موج گسترده ای از علا قمندان به ورزش از صدها مدال المپیک که طی ۱۰ روز گذشته توزیع شده است؟
گویا مسوولا ن محترم سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک به حدی مشغول کمیت بوده اند که از کیفیت کاروان اعزامی به پکن غافل مانده اند. گویا تعداد ورزشکاران اعزامی به المپیک، مهم تر از عملکرد آنان است. همان گونه که تعداد ورزشگاه های تکمیل شده در زمان دولت نهم مهم تر از کیفیت آن است. همگان هنوز وضعیت ورزشگاه سردار جنگل رشت پس از افتتاح آن را به یاد دارند.
از فروریختن ورزشگاه نیمه کاره همدان هم که از مصوبات سفرهای استانی رئیس جمهور به همدان بود و به دلیل استفاده از مصالح نامرغوب و سرعت دادن به روند ساخت که تا پیش از پایان کار دولت نهم تکمیل شود، مدت زیادی نمی گذرد. حال، بگذریم از گنجایش و کیفیت استادیوم های ساخته شده که هیچ یک بیش از ۱۵ هزار نفر گنجایش ندارند و با استانداردهای روز جهان هم مطابقت ندارند.
این را بگذارید در کنار استادیوم های بزرگ اما نیمه کاره مشهد و اهواز و اصفهان و تبریز که هنوز تکمیل نشده اند. گویا مسوولان محترم به ساخت ورزشگاه های کوچک، بیش از تکمیل ورزشگاه های بزرگ تمایل دارند; چرا که ساخت ورزشگاه های کوچک، راحت تر از تکمیل ورزشگاه های خارجی است و از نظر کمی، آمار بهتری بر جای می ماند! همانگونه که شمارش تعداد ورزشکاران اعزامی به المپیک، راحت تر و بی دردسرتر از تلاش برای مدال آوری آنها در این میدان مهم جهانی است.
البته شاید گفته شود که کسب سهمیه برای حضور در المپیک، کار بسیار مهمی است. ما هم با این موضوع موافقیم. اما کسب مدال برای چه؟ برای آنکه همچون توریست به المپیک سفر کنیم و باز گردیم؟
اعتقاد ما بر این است که ورزشکاران اعزامی ایران به المپیک، تمام تلاش خود را به خرج داده اند و نمی توان از آنان انتقاد کرد. اما سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک - که روسای هر دو در خود توان ریاست همزمان بر دو سازمان را می بینند - باید صادقانه و صریح پاسخگوی دلایل شکست ورزشکاران ایران در المپیک باشند. شاید این بار، دوران پنهان شدن پشت سر تک ستاره های مدال آوری همچون حسین رضا زاده به پایان برسد