تاملی كوتاه در سخنان جورج بوش، رئیس جمهور ایالات متحده در انستیتو بین‌المللی رونالد ریگان در مارس امسال بیانگر این نكته است كه تم آن چیزی جز تدوین و تبیین مانیفست جنگ طلبی قرن ۲۱ آمریكا بر محوریت ایران و در واقع ادامه دیپلماسی منفعلانه بازهای كاخ سفید پس از تحولات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ كه بر مبنای تز جنگ‌خواهی و جنگ‌طلبی نومحافظه كاران آمریكایی تحت لوای مذهب و جنگ‌های صلیبی مدرن تنظیم و توسط جورج بوش قرائت شد ، نیست و حكایت از دور جدید مانیفست جنگ‌طلبی واشنگتن دارد؛ هر چند در نگاهی حداقلی و پیش از این هم ایران بارها به صورت آشكار و پنهان مورد تهدید و تطمیع قرار گرفته است، اما به نظر می‌رسد تشدید جنگ روانی و پیكار رسانه‌ای علیه تهران بیش از پیش پررنگ‌تر و ملموس‌تر شده است.
آنچه این روزها حجم زیادی از خروجی خبرگزاری ها، تحلیل‌های محافل سیاسی و حتی نقل قول‌های مجامع مردمی و افكار عمومی را به خود معطوف كرده چگونگی به سر آمدن چند ماه منتهی به نوامبر امسال و پایان دوره ریاست جمهوری بوش است كه به اعتقاد بسیاری، آبستن تحولات بیشماری خواهد بود.
برگزاری دور جدید مانورهای نظامی اسرائیل در شرق مدیترانه، آمریكا و متحدان عربی و مانور بزرگ پیامبر اعظم ۳ از سوی ایران در خلیج فارس و جابه‌جایی و ‌ترابری نظامی آمریكا در منطقه معنایی بیش از آزمودن آمادگی دفاعی دارد.
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند كه آمریكا و اسرائیل به احتمال زیاد پیش از آن‌كه فرصت از دست برود تعدادی از مراكز هسته‌ای ایران را مورد حمله قرار می‌دهند. این‌ كه چنین وضعیت ‌ترسیم شده تنها ادامه‌ای از سناریوی جنگ روانی آمریكا خواهد بود یا این‌كه به قول بوش، جنگ سردی كه اكنون بر سر روابط ایران و آمریكا سایه افكنده با ماجراجویی گاوچران‌های آمریكایی و خاخام‌های اسرائیل گرم خواهد شد، پرسشی است كه در ادامه به آن پاسخ داده خواهد شد.
● ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران‌
ژوئن ۱۹۸۱، در بحبوحه جنگ ایران و عراق و در بی‌خبری واشنگتن، اسكادرانی از نیروی هوایی ارتش اسرائیل در زیر خط رادار و در موازات صحرای عربی ساعت ۳۵/۵ دقیقه بعدازظهر كه گرمای سوزان روزهای طاقت‌فرسای ژوئن بیابان‌های عراق در حال فروكش كردن بود به اهداف خود در جنوب بغداد رسیدند.
تنها در آن لحظه پدافند هوایی عراق متوجه یك حمله هوایی غافلگیرانه شد، ولی دیگر خیلی دیر شده بود. در كمتر از ۹۰ ثانیه جنگنده‌های اسرائیلی تمامی تاسیسات هسته‌ای اوسیراك عراق بخصوص راكتور آب سبك تموز (عامل هراس تل آویو از حمله اتمی عراق) را با خاك یكسان كردند و بسرعت راه بازگشت به سوی خانه را در پیش گرفتند.
این برداشت كوتاه تنها خوشبینی نزد سران تل‌آویو از تكرار تاریخ است. بسیاری اكنون در تل‌آویو فكر می‌كنند اسرائیل می‌تواند بار دیگر سناریوی اوسیراك را در مورد ایران تكرار كند؛ اما حتی خود آنها هم در خوشبینانه‌ترین حالت، خیلی زود به این بن بست استراتژیكی كه اسرائیل در آن گرفتار آمده می‌رسند و با یك معادله مجهول امنیتی مواجه می‌شوند.
واقعیت این است كه با فرض چنین حمله‌ای، به‌طور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی، نظامی و امنیتی منطقه استراتژیكی خاورمیانه حساس‌ترین منطقه جهان را بر هم می‌زند. نگاهی در سرانجام تهاجم نظامی اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای عراق بیانگر این واقعیت است كه بر خلاف پیش‌بینی سران تل‌آویو كه با هدف توقف فعالیت‌های هسته‌ای عراق این حمله را برنامه ریزی كرده بودند؛ روند دستیابی عراق به فناوری هسته‌ای نه تنها متوقف نشد كه در ادامه و طی سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ روندی رو به رشد به خود گرفت.
این نكته هم در مورد ایران به اذعان بسیاری از آگاهان مسائل استراتژیك صادق خواهد بود. تهران پس از هر گونه عملیات نظامی به شكلی قابل توجیه مبادرت به خروج منطقی از پیمان ان.پی.تی و پروتكل الحاقی خواهد كرد و برخلاف وضعیت كنونی كه زیر ذره‌بین بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی كمترین انحراف هسته‌ای ندارد و در فشاری از بازرسی‌های مداوم، سلامت رفتار هسته‌ای خود را تایید كرده فارغ از هرگونه مزاحمت و ممانعت جهانی به سمت ساخت، تولید و تكثیر تسلیحات هسته‌ای حركت خواهد كرد كه در این صورت حتی منتقدترین و بدبین‌ترین مخالفان روند دستیابی تهران به فناوری هسته‌ای خواهند پذیرفت كه ایران برای حفظ موجودیت سیاسی و دفاع در مقابل تهدیدات خارجی، نیاز مبرمی به تسلیحات بازدارنده هسته‌ای خواهد داشت.
● تنگناهای نظامی اسرائیل‌
با این كه تسلیحات پیشرفته در دنیای متخاصم امروزی می‌تواند نقش یك فاكتور كلیدی را در به‌دست آوردن برتری‌های نظامی در جنگ بازی كند، اما آنچه مسلم است این است كه نحوه واكنش طرف مقابل، سرنوشت نهایی جنگ را مشخص می‌كند. تجربه جنگ ویتنام و آمریكا یا حتی افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ نمونه‌هایی از این نوع است.
به نظر می‌رسد این چارچوب امنیتی در مورد اسرائیل نیز صادق است و نوع واكنش ایران تكلیف نهایی جنگ احتمالی را مشخص می‌كند. اسرائیل با داشتن ۲۵۰ كلاهك هسته‌ای، تنها كشوری در خاورمیانه است كه سلاح اتمی دارد و به‌واسطه حمایت بی‌شائبه آمریكا دارای سطح وسیعی از تسلیحات نامتعارف شیمیایی، بیولوژیكی و بمب‌های خوشه‌ای است.
با این همه، بسیاری از كارشناسان دفاعی و نظامی بر این باورند كه داشتن سلاح هسته‌ای به تنهایی كارت برنده اسرائیل برای پیروزی در جنگ با ایران محسوب نمی‌شود. آنچه مانع حمله اتمی اسرائیل به ایران می‌شود، نوع واكنش تهران است. به باور بسیاری، بررسی عوارض حملات تلافی جویانه ایران باعث می‌شود اسرائیل از حمله اتمی به ایران منصرف شود.
انصراف اسرائیل از حمله اتمی به ایران به این علت است كه این رژیم بسیار كوچك بوده و بخش عظیمی از جمعیت آن در محدوده كوچكی در اطراف تل آویو متمركز است، به همین علت این منطقه بسیار آسیب پذیر شده، چرا كه بیش از ۷۰ درصد جمعیت و ۸۰ درصد ساختارهای زیر بنایی اسرائیل در این منطقه متمركز شده است. در اینجاست كه زندگی میلیون‌ها یهودی از سویی و گردشگر و مهاجرت یهودیان به اسرائیل، در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرد و اسرائیل پیش از آن كه به فكر حمله پیشگیرانه در قالب دكترین طرح دفاع مشروع به ایران باشد، باید به فكر جان آنهایی باشد كه تمام جمعیت این رژیم یهودی نشین را تشكیل داده‌اند.
به همین علت هر چند كه اسرائیل از سلاح اتمی برخوردار است اما تمركز اقتصادی و جمعیتی آن در یك نقطه چنان ضعفی را به ارتش اسرائیل تحمیل كرده است كه هیچ‌گاه نتواند در برابر ایران از سلاح هسته‌ای استفاده كند، چون در صورتی كه ایران آن پاسخی كه همیشه از آن یاد می‌كند و به قول تهران دنیا را مبهوت می‌كند، بدهد دیگر از اسرائیل چیزی باقی نمی‌ماند و همین مساله سبب شده نوع واكنش ایران بتواند به تنهایی عامل بازدارندگی مستحكمی در برابر كلاهك‌های هسته‌ای اسرائیل ایجاد كند.
● اسرائیل بدون همراه
تردید در همراهی آمریكا به‌واسطه مخالفت‌های فزاینده دموكرات‌ها و طیفی از جمهوریخواهان در سنا و كنگره و در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ و شكست محتمل حاكمان كنونی كاخ سفید ادامه‌ای از مشكلات سریالی تل آویو در انجام طرح حمله است.
در حال حاضر، كشتی جنگی آمریكا در باتلاق عراق و افغانستان به گل نشسته است و همراهی با اسرائیل در یك جنگ جدید، كابوسی هولناك برای ارتش آمریكا ایجاد می‌كند كه اقتدار آمریكا در جهان را بشدت زیر سوال می‌برد و هیمنه نظامی آن را در هم خواهد شكست.
سیمون هرش، روزنامه‌نگار آمریكایی در كتاب «در جنگ با خودمان» عنوان كرده كه ایران؛ افغانستان و عراق نیست. ایران یك قرن است كه مساله قبیله و طایفه را حل كرده و در این كشور خان و رئیس وجود ندارد. در افغانستان هنوز مهار كار در دست سران قبایل و بزرگان مناطق است. دولت ایران چنین مشكلی ندارد.
از سوی دیگر، اسرائیل بسختی می‌تواند اعراب میانه‌روی حامی سیاست‌های واشنگتن را مجاب كند كه از حریم هوایی آنها برای حمله استفاده كند. كشورهای عربی دارای روابط سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای با ایران بوده و پیوندهای دینی و مذهبی اجازه پرواز هواپیماهای اسرائیلی برای حمله به ایران را از آنها خواهد گرفت.
محتمل‌ترین راه عبور از حریم هوایی‌، تركیه و عراق است. صدور چنین مجوزی از سوی این دو كشور یا هر كشور دیگری مترادف همكاری با اسرائیل و پذیرش پیامدهای آن خواهد بود.
مواردی از این دست شاید بتواند كاخ سفید را از ورود به یك ماجراجویی نظامی علیه ایران منصرف كند ولی واكاوی رفتارهای گذشته و تفكر حاكم بر كاخ سفید نشان می‌دهد یافتن معماهای امنیتی در نگاه بازها با پاسخ‌های منطقی همراه نیست، چرا كه عقلانیت سیاسی كمی برای اراده آنها حاكم است.
● پاسخ‌های ویرانگر ایران‌
مسوولان ایرانی بارها از واكنش شدید تهران در صورت هر گونه تعرض به تمامیت ارضی ایران خبر داده‌اند. رهبر انقلاب سال گذشته گفت: «آمریكایی‌ها می‌گویند كه ایران منافع آنها را در منطقه به خطر انداخته‌اند. ما می‌گوییم هر كس ذره‌ای به ایران چشم طمع داشته باشد ما منافع آنها را در تمام جهان به خطر خواهیم انداخت.» رئیس‌جمهور هم بتازگی عنوان كرده پاسخ ایران به حمله احتمالی، دشمنان را شوكه و جهان را مبهوت خواهد كرد.
نوع واكنش تهران عامل بازدارنده‌ای است كه فكر حمله را از مخیله نظریه‌پردازان كاخ سفید دور خواهد كرد. دكتر استیفن كوهن، عضو شورای سیاستگذاری وزارت خارجه آمریكا و متخصص در امور كنترل تسلیحات و خلع سلاح و امنیت منطقه‌ای مركز تحقیقاتی بروكینگز در گفتگو با «جام‌جم» در نوع واكنش تهران و سرعت بخشیدن به روند دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ان.پی.تی گفت: خروج از نظامی در كنار تحریك چریك‌های حماس و حزب‌الله برای حملات پارتیزانی و موشكی به اسرائیل و بستن تنگه هرمز روی نفتكش‌هایی كه ۷۰ درصد نفت دنیا را از این تنگه منتقل می‌كنند و سیل عظیمی از شبه نظامیان ایرانی كه برای ناآرامی به كشورهای منطقه می‌روند برای غرب قابل تحمل نخواهد بود.
حملات موشكی گسترده به اسرائیل، جنوب اروپا و پایگاه‌های نظامی آمریكا در منطقه، تحریك احساسات ضدآمریكایی و ضداسرائیلی در داخل و خارج از منطقه و اقدام ایران در مسدود ساختن تنگه هرمز، شوك انرژی دهه ۱۹۷۰ را دوباره تكرار خواهد كرد و این برای نفتی كه اكنون بیش از ۱۴۰ دلار معامله می‌شود، ویرانگر است.
تدبیر تهران در خارج كردن مذاكرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ و شروع مذاكرات با خاویر سولانا، كمیسر ارشد یورو در كنار حركت در چارچوب سازوكارهای پذیرفته بین‌المللی و دفاع از حقوق مشروع و قانونی خود در قالب پادمان‌ها و رژیم بین‌المللی فرصت هر گونه ابتكار عمل دیپلماتیك، میدان‌داری دفاعی و امنیتی، سناریوسازی در راستای ملتهب‌ساختن فضای سیاسی منطقه و ادامه راهبرد ایران هراسی و در نهایت باقی ماندن طرح حمله پیشدستانه با تاسیسات هسته‌ای را در حد طرحی روی كاغد خواهد گذاشت كه سرانجام مانند دیگر رویاهای تعبیر نشده پسران بد كاخ سفید راهی سطل زباله‌ها و آرشیوهای خبری خواهد شد و جایی برای بایگانی در حافظه تاریخ نخواهد یافت.
● برتری دفاعی ایران‌
یكی از علل موفقیت نیروی هوایی اسرائیل در عملیات ۱۹۸۱ عراق موسوم به پرنده، فاصله پروازی مناسب میان اسرائیل و عراق بود كه به جنگنده‌های اسرائیلی امكان می‌داد بدون نیاز به سوختگیری هوایی بتوانند در زیر خط رادار پرواز كنند و خود را به اهداف مورد نظر برسانند، ولی فاصله پروازی طولانی میان تهران و تل آویو مشكلات فنی بسیاری را بر سر حمله هوایی به ایران به‌وجود آورده است. در حالی كه خطرات زیادی برای هواپیماهای اسرائیلی به‌وجود خواهد آورد، موفقیت‌آمیز بودن آن را نیز در پرده‌ای از ابهام قرار می‌دهد.
وقتی تمامی این موارد در كنار توان پیشرفته موشكی ایران، پراكندگی تاسیسات هسته‌ای، بهره بردن ایران از ششمین نیروی نظامی بزرگ دنیا، بالا بودن روحیه جنگندگی و جسارت منحصر به‌فرد سربازان ایرانی و از همه مهمتر توان بالای رزمی و دفاعی ایران قرار می‌گیرد، حمله به ایران بسیار مشكل و خطرناك و به عبارتی غیر ممكن به نظر می‌رسد.
تحلیلگران دفاعی دانشگاه جنگ تل‌آویو ‌ كه راه‌های حمله هوایی به ایران را بررسی كرده‌اند در بررسی‌های خود به این نتیجه رسیده‌اند كه هیچ تضمینی برای موفقیت حمله هوایی به مراكز هسته‌ای ایران وجود ندارد و اگر اسرائیل بخواهد با موشك به مراكز هسته‌ای ایران حمله كند مشكلات به مراتب عظیم‌تری فراروی خود خواهد دید.