۱) حرف های گزارشگر در انتهای بازی طعم تلخی داشت. تلخ تر از مساوی و بازی ضعیف و بی برنامه تیم ملی: «ما باید از این یك امتیاز خوشحال باشیم!» البته بیراه نمی گفت. متأسفانه حق با او بود. انگار دیگر دوران اقتدار و یكه تازی ما حداقل مقابل تیم هایی با مختصات امارات نیز پایان یافته است. خیلی دوست داشتیم بدانیم برنامه دایی به بازیكنان برای شروع بازی چه بود؟ برنامه ما نه دفاع فشرده و استفاده از ضدحملات بود و نه هجوم و پرسینگ از جلو كه اگر چنین بود اجازه حمله به امارات و جولان دادن هافبك های آنها را شاهد نبودیم.
۲) مشكلات دفاعی در فوتبال ما جدا از صحنه باشگاهی به عرصه ملی نیز رسیده است. برای فوتبالی كه ادعای آقایی در آسیا و حضور در جام جهانی را دارد، بسیار دردناك است كه هنوز یك دفاع چپ ایده آل را تربیت نكرده است تا مجبور نباشد ضعف مفرط ستار زارع را چندین سال متوالی تحمل كند! دفاع ما محل جولان اماراتی ها بود.
آخرین بازی خوبی كه از سید جلال حسینی به یاد دارید مربوط به چه زمانی است؟ پیروز قربانی در سیستم دفاع ۴ نفره استقلال ذخیره نشین كه نه، سكونشین بود. كدام حمله ما از بازیسازی در خط دفاعی شروع شد؟ كعبی نیز بیش از سایه ای از روزهای خوبش نبود، هر چند فشار چندانی از طرف اماراتی ها متوجه او نشد.
اماراتی ها بهتر از ما ضعف دفاع چپ ما را تشخیص داده بودند. هم گل را از آن قسمت وارد دروازه ما كردند و هم موقعیت های فراوانی را با درخشش رحمتی از دست دادند. حفره دفاعی ما هنگام زدن گل امارات تأسف برانگیز بود! بدون شك ستاره ما در این بازی مهدی رحمتی بود. نه در این بازی بلكه در ۲ بازی گذشته ما هم نبود رحمتی می توانست به قیمت رقم خوردن یك فاجعه باشد.
۳) خط هافبك ما را «اسم»های دهان پركنی تشكیل می دادند. نكونام هافبك دفاعی ما بود، مهدوی كیا و شجاعی هافبك چپ و راست ما بودند و كریم باقری نقش هافبك تهاجمی را ایفا می كرد.آنها در حدود ۷۵ دقیقه تماشاگر حملات و سرعت هافبك های امارات در انتقال توپ از دفاع به حمله و جمع شدن به موقع در زمین خودی بودند.
هافبك های ما خصوصاً در نیمه اول چنان بازی می كردند كه گویی وزنه به پای آنها بسته اند. سرعت فردی و تیمی در خط هافبك بشدت پایین بود و به همین علت حفره بزرگی در بین خطوط ما مشاهده می شد، حفره ای كه وقتی توسط اماراتی ها تصاحب شد، موقعیت های پشت سر همی بود كه نصیب آنها می شد و جالب این بود كه كادرفنی خلوت ! تیم ملی هیچ تمهیدی برای این فضا به كار نبست و تماشاگر صرف بود. مشكل نداشتن «كارگر» را نیز به فوتبال ملی ما اضافه كنید. اگر یك «گتوسو» در فوتبال ایران وجود داشت، بیش از نیمی از مشكلات دفاعی ما حل می شد و آن حفره ای كه تقریباً در تمامی بازی ها به چشم می خورد به نوعی پوشش داده می شد.
۴) هاشمیان در این بازی به همراه رضایی خط حمله ما را تشكیل می دادند. تحرك و جنب وجوش رضایی هرچند بیشتر هرز می رفت و به علت جایگیری های اشتباهش سودی دربرنداشت اما باز هم با ارفاق، بازی بهتری نسبت به سایرین ارائه داد و اگر آن فرصت انتهایی را با تعلل و خیال پنالتی از دست نمی داد، می توانست یكی از بازیكنان بهتر از متوسط ما باشد اما وحید هاشمیان كه یكی از ضعیف ترین بازی هایش را به نمایش گذاشت به هیچ وجه نشانی از هاشمیان گذشته را نشان نداد و مشخص نشد دلیل اصرار بر حضور او در زمین چه بود؟
شاید تنها نقطه مثبتی كه از كادرفنی دیده شد تعویض هایی بود كه هر چند دیرهنگام اما به درستی انجام شد. حضور معدنچی به جای زارع و سیدصالحی به جای هاشمیان به مثابه خون تازه ای در كالبد تیم بود. سرعت، حلقه مفقوده تیم ما بود كه با حضور این ۲ نفر جریان را تا حدودی به نفع ما برگرداند. موقعیت های ما و گل باقری روی اضافه شدن به موقع او به ثمر رسید و باعث شد تیم ما به حد نرمال تری از لحاظ سرعت تیمی نسبت به نیمه اول برسد. نكته اما بازگشت كریم باقری به تیم ملی بود. از یك سو گل سرنوشت ساز او بود و از سوی دیگر محو شدن تقریبی او در طول بازی.
۵) تیم ملی نگران كننده بود. به گل های ما در این ۳ بازی نگاه كنید. خصوصاً در بازی مقابل عربستان و امارات كه ابتدا گل خوردیم، فوق العاده ضعیف بازی كردیم و طی سانتر از كناره ها در دقایق انتهایی بازی به گل رسیدیم. این نوع بازی اما مقابل كره جنوبی بشدت خطرناك است و بی شك جواب نخواهد داد. تیم ما متأسفانه هنوز تیم نیست. هارمونی تیمی ندارد. بازی با كره جنوبی برای ما با این وضعیت بشدت نگران كننده خواهد بود.
۶) معلوم نبود اگر ضربه سر باقری تبدیل به گل نمی شد و اماراتی ها در دقایق پایانی با تحلیل قوای جسمانی مواجه نمی شدند و یك سیدمهدی رحمتی آماده در دروازه ما نبود چه نتیجه ای رقم می خورد. تحلیل دایی در توجیه این بازی ضعیف جالب خواهد بود، جایی كه در حدود ۷۰ دقیقه بازیكنان تیم ما نتوانستند بیش از ۶ پاس صحیح به هم بدهند!