دوران "دیپلماسی کابویی" به رهبری "جرج بوش" در آمریکا در حالی آخرین ماههای خود را سپری می کند که از وی تصویری از یک "کابوی ناکام" برجای گذاشته است.
از جرج بوش نقل شده است که "من به عنوان یک گاوباز(cowboy) شروع کردم و اکنون رئیس دولت هستم" با تکیه بر این جمله به راحتی می توان ریشه اقدامات در دو دوره ریاست جمهوری(با احتساب ماههای پیش رو) در راه اندازی دو جنگ در قالب دکترین "حمله پیش دستانه" و بیان عباراتی نظیر "یا با ما یا بر ما"، "زنده یا مرده او را بیاورید"، "آنها را بیاورید"، "آنها را از سوراخشان بیرون بکشید"، "تغییر رژیم" و "محور شرارت" در پیشینه گاوبازی او یافت.
بدون تردید اشتغال به حرفه گاوبازی و گاوچرانی در تگزاس در دوران جوانی و نیز الهام از فیلم های وسترن نقش موثری در اتخاذ دیپلماسی کابویی توسط جرج بوش در دوران ریاست جمهوری داشته است.
مطابق فرهنگ رایج در زمان غرب وحشی، کلانتر به تنهایی (یکجانبه گرایی) در مقابل افراد شرور(تروریسم) مقابله می کرده و برنده نهایی در این جدال نفس گیر کسی بوده که سریع تر تیراندازی (پیش دستانه) می کرده است.
برخی کارشناسان سیاسی، دیپلماسی کابوی در دوران اجاره نشینی جرج بوش در کاخ سفید را سیاستی تحریک آمیز مبتنی بر جنگ افروزی، زورآزمایی، ماجراجویی از طریق گسترش قدرت نظامی و کاربرد روش های جنگ طلبانه به منظور ترساندن دشمن بدون قصد و نیت حل منازعات بین المللی تفسیر می کنند.
هر چند گرایش و اقدامات جنگ طلبانه در آمریکا تقریباً در تمامی برهه های از تاریخ این کشور وجود داشته اما اگر دوران ریاست جمهوری بوش با رویکرد دیپلماسی کابویی را با بدترین رؤسای جمهوری آمریکا مقایسه کنیم به این نتیجه دست می یابیم که هیچ یک از آنان به رغم آنکه در دوران زمامداری موضوع شدیدترین انتقادات داخلی و بین المللی بودند اما به هیچوجه نه خود و نه موقعیت آمریکا را به وضعیت نفرت انگیزی که او به آنجا رسیده، نرسانده بودند.
در حالیکه گمان می رفت حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی فرصتی برای جرج بوش فراهم کرده است، اما سیاست های جنگ طلبانه و یکجانبه گرایی او در حوزه سیاست خارجی بزرگترین موج ضدیت با آمریکا در جهان را برانگیخت.
جنگ بی سرانجام در افغانستان، گرفتاری نیروهای آمریکایی در باتلاق عراق، مسأله حل نشده برنامه هسته ای کره شمالی، بحران فزاینده فلسطین، شکست طرح پوشالی خاورمیانه بزرگ، چالش پر هزینه با ایران، رقابت پر تنش با چین و روسیه را می توان از جمله بدترین دستآوردهای بوش در عرصه سیاست خارجی برشمرد.
وضعیت جرج بوش در عرصه داخلی نیز چندان خوشایند نیست زیرا نتایج تحقیقات مؤسسات مطالعاتی و نظرسنجی ها گواه همه چیز است.
آخرین نظرسنجی ها در آمریکا نشان می دهد که جرج بوش نزد مردم آمریکا به "منفورترین" چهره بدل شده و مقبولیت وی در این کشور به کمتر از ۲۰ درصد رسیده است.
یک مؤسسه تحقیقاتی در آمریکا نیز ضمن اعلام بهره هوشی(۹۱) جرج بوش از وی به عنوان "خنگ ترین" رئیس جمهوری آمریکا در مقایسه با روسای جمهوری دیگر این کشور در قرن گذشته یاد کرد.
همچنین شبکه "فاکس نیوز" براساس بررسی مؤسسه مرکز امور رسانه ای و عمومی آمریکا جرج بوش را "مضحک ترین" رئیس جمهوری آمریکا نامید.
طبق بررسی مؤسسه مرکز امور رسانه ای و عمومی آمریکا در سال جاری(۲۰۰۸) میلادی در برنامه های شبکه تلویزیونی آمریکا بیشترین "جوک" ها درباره جرج بوش گفته شده است.
نشریه "اکونومیست" نیز به تازگی در گزارشی ضمن اشاره به نارضایتی مردم آمریکا از عملکرد جرج بوش تصریح کرد که از هر ۱۰ آمریکایی، هشت نفر بر این باورند که آمریکای تحت رهبری وی در مسیر درستی حرکت نمی کند.
این نشریه، عمده دلیل نارضایتی مردم آمریکا از جرج بوش را سیاست های جنگ افروزانه وی عنوان کرده و می نویسد که جنگ افغانستان و عراق خاطرات تلخ دوران جنگ ویتنام را در خاطر آنان زنده کرده است.
از ابتدای اشغال عراق در مارس سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون ۴۱۳۱ نظامی آمریکایی در این کشور کشته و نزدیک به ۲۰ هزار نظامی آمریکایی نیز با جراحات و معلولیت های شدید به کشور بازگشته اند.
بر این آمار همچنین باید شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان که بطور روزانه توسط شورشیان طالبان کشته می شوند، افزود.
از سوی دیگر سیاست های این کابوی تگزاسی اثرات منفی خود را روز به روز بر اقتصاد آمریکا بیشتر نمایان می سازد.
برپایی جنگ به بهانه "مبارزه با تروریسم" و اشغال دو کشور افغانستان و عراق، طی هفت سال گذشته هزینه ای ۸۵۸ میلیارد دلاری بر اقتصاد آمریکا و نیز مالیات دهندگان این کشور تحمیل کرده است.
جنگی که به نوشته نشریه "فارین پالیسی" دقیقه ای ۲۵۰ دلار هزینه در پی داشته و موجب ایجاد بحران مالی شدید در آمریکا شده و زیر ساخت های عمومی این کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
همچنین سیاست های جنگ افروزانه جرج بوش نه تنها آمریکا را به کسری بودجه ۴۰۷ میلیارد دلاری بودجه ای مواجه کرده بلکه این کشور را با ۹ هزار میلیارد دلار قرض در صدر فهرست مقروض ترین کشورهای جهان نشانده است.
ورشکستگی و تعطیلی بانک ها و مؤسسات مالی در نتیجه وضعیت آشفته اقتصادی آمریکا جمعی زیادی از کارکنان این مؤسسات را به خیل عظیم ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار نفری آمریکاییان افزوده است.
اما دستآوردها و ناکامی های جرج بوش از نظر دور نمانده و نتایج سیاست های جنگ طلبانه وی با واکنش های شدید جامعه آمریکایی و نخبگان سیاسی این کشور مواجه شده است.
پایگاه خبری "آنتی وار" چندی پیش در گزارشی با اشاره به اقدامات مداخله جویانه و سیاست های جنگ طلبانه جرج بوش در کشورهای دیگر، از وی به عنوان تنهاترین و بدترین رئیس جمهوری تاریخ آمریکا یاد کرد.
همچنین خبرگزاری "نووستی" از آغاز به کار یک کنفرانس حقوقی در ایالت ماساچوست خبر داد که قرار است دستگیری و محکومیت رییس جمهوری آمریکا و "دیک چنی" معاون وی را به اتهام جنایات جنگی مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش این خبرگزاری، "لاورنس وول" رییس دانشکده حقوق ماساچوست در مراسم افتتاحیه این کنفرانس حقوقی گفت: بوش و دولت وی باید در برابر دادگاه پاسخگو بوده و در صورت تایید جنایت های آنها باید مجازات شوند حتی اگر این مجازات مرگ باشد.
"فرانسیس فوکویا" نظریه پرداز آمریکایی و عضو جدا شده از حلقه نومحافظه کاران صهیونیستی -مسیحی نیز در جدیدترین اثر خود ضمن توصیف روزهای احتضار دیپلماسی کابویی جرج بوش، هیأت حاکمه در کاخ سفید را به سوءاستفاده از قدرت متهم کرده است.
"جوزف نای" رییس پیشین شورای اطلاعات ملی آمریکا نیز در سخنانی ضمن مقایسه رؤسای جمهوری آمریکا، جرج بوش را بدترین رییس جمهوری در قرن اخیر این کشور معرفی کرد.
به گفته وی، آمریکا در دوره ریاست جمهوری بوش به دولتی منفور نزد ملت ها تبدیل شده است.
"پل فیندلی" نماینده سابق کنگره آمریکا از حزب جمهوریخواه نیز با ارائه تحلیل در روزنامه لبنانی "دیلی استار" با اشاره به اینکه دوران ریاست جمهوری جرج بوش با اشتباهات احمقانه ای همراه بوده، تصریح می کند که وی آمریکا را در معرض خطر قرار داده است.
همچنین "جو بایدن" معاون "باراک اوباما" نامزد حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری در مناظره تلویزیونی با "سارا پلین" همتای جمهوریخواه خود، وضعیت کنونی را در آمریکا نتیجه سیاست های اشتباه جرج بوش عنوان کرده است.
"نانسی پلوسی" رییس مجلس نمایندگان آمریکا در گفت وگو با شبکه "سی.ان.ان"، جرج بوش را یک "شکست خورده مطلق" و یک "بازنده واقعی" دانست و افزود: او تمام اعتبار خود را نزد مردم آمریکا از دست داده است چه در زمینه اقتصاد، چه در عرصه جنگ، چه در عرصه انرژی.
"هیلاری کلینتون" سناتور آمریکایی و یکی از نامزدهای بازنده حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز با تأکید بر هشت سال رهبری ناکام در دوران جرج بوش تصریح می کند که برای پایان دادن به دیپلماسی کابویی باید فکری کرد.
چنین انتقادهای صریح و شدیدی از سیاست های جرج بوش، پیروزی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دچار تردید کرده است زیرا از یک طرف او(بوش) می خواهد هنگامی که کاخ سفید را ترک می کند میراث خود را حفظ کند و از سوی دیگرهرآنچه که او بیان کند در تبلیغات انتخاباتی مورد استفاده قرار می گیرد و رقبای دمکرات ادعا می کنند "جان مک کین" نامزد حزب جمهوریخواه نیز بوش دیگری است.
جرج بوش ۱۲ دی ماه سال جاری جای خود را به مستأجر جدید کاخ سفید می دهد و جهانیان بزودی دنیایی پس از بوش را مشاهده خواهند کرد، دنیای که یقیناً بدون او امن تر خواهد بود؛ برو به جهنم تیرانداز.