در اين عمليات مسعود رجوي فرمانده ارتش و همسرش معاون او بود . منافقين در طرح حمله خود يك برنامه زمانبندي شده 33 ساعته را براي رسيدن به تهران طرح ريزي كرده و قصد داشتند طي پنج مرحله خود را به تهران برسانند ، اين پنج مرحله عبارت بودند از : سرپل ذهاب - اسلام آباد ، اسلام آباد – باختران ، باختران – همدان ، همدان - قزوين و قزوين - تهران . منافقين با جمع آوري ديگر ضد انقلابيون سرخورده از کشورهاي مختلف اروپايي نيرويي به استعداد تقريبي 15 هزار نفر فراهم کرده و با بهره گيري از جنگ افزارهاي اهدايي صدام و ديگر اربابان حمله خود را از غرب کشور به خاک جمهوري اسلامي ايران آغاز کردند . نيروي هوايي عراق با حمايت مقدماتي آنها را براي ورود به عمق خاک ايران و در نهايت فتح تهران ترغيب مي کند . منافقين حدود 30 تيپ رزمي جهت تهاجم خود به خاك ايران تشكيل داده بودند ، هر تيپ 170 نفر نيروي رزمي (20 زن و 150 مرد) در اختيار داشت كه به همراه نيروهاي پشتيباني به 280 نفر مي رسيد و داراي دو گردان پياده ، يك گردان تانك ، يك گردان ادوات و يك گردان اركان و پشتيباني رزم بود . تعداد كل نيروي به اصطلاح رزمنده حدود 5200 نفر و نيروي در صحنه به حدود 7000 نفر مي رسيد . بر طبق زمانبندی نيروها بايستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمانشاه رسيده و در اين شهر دولت خويش را اعلام نمايند اگر چه در ساعت های  مقرر به کرند و اسلام آباد رسيدند اما در مسير اسلام آباد - کرمانشاه و گردنه حسن آباد از پيشروی آنها جلوگيری شد .
  مقارن ساعت 14:30 در تاريخ 3/5/67 منافقين و ارتش عراق عمليات مشترک خود را با هجوم زمينی از طريق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزديکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پيشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولين تانک های عراقی با آرم منافقين وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پيشروی کرده ، به محض رسيدن به مدخل شهر اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنين تيراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند . تعدادی از نيروهای سپاه و مردم با آنان درگير شدند که به علت عدم انسجام نيروها و آميختگی منافقين با مردم اوضاع از کنترل نيروهای نظامی خارج و شهر به تصرف آنها درآمد ، از سوي ديگر همزمان با پيشروي نيروهاي منافقين در داخل خاك ايران هواپيماهاي عراقي نيز با تعرض به آسمان ايران پايگاه هاي نوژه همدان ، وحدتي دزفول و همچنين پادگان تيپ دو سقز و پايگاه هوانيروز در كرمانشاه را بمباران كردند ، سپس با استفاده از تعداد زيادی تانک دجله و خودرو نيروهای پياده به طرف کرمانشاه عزيمت کردند که در منطقه حسن آباد (20 کيلومتری اسلام آباد) بدليل سازماندهی جديد رزمندگان ايرانی و جمع آوری نيرو ، منافقين زمين گير شدند . نيروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات  چهارزبر ضمن تشکيل خط پدافندی با آنان درگير شده و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد بمنظور انسداد عقبه و راه فرار ، سه راه اسلام آباد - کرند را قطع و آنها را محاصره کردند . نيروهای ايراني در روز 5 مرداد عمليات مرصاد را به رمز يا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندين ساعت صدها تن از منافقين را به هلاکت رسانده و مابقی را به فرار واداشتند ، بدين ترتيب منافقين شكست خورده در اين حمله نابخردانه متحمل تلفات و خسارات عظيمي شدند كه بيش از 120 دستگاه تانك ، 400 دستگاه نفربر ، 90 قبضه خمپاره انداز 80 ميلي متري ، 150 قبضه خمپاره انداز 60 ميلي متري و 30 قبضه توپ 106 ميلي متري منهدم شد  علاوه بر آن ده ها دستگاه تانك ، نفربر ، خودرو و نيز صدها قبضه سلاح سبك و نيز مقاديري تجهيزات پيشرفته الكترونيكي و مخابراتي به غنيمت نيروهاي ايراني درآمد و مجموعاً 4800 نفر از منافقين كشته و زخمي شدند .
بنا به اعتراف يکی از اعضای رده بالای منافقان که در جريان عمليات مرصاد دستگير شده بود نيروهای اين گروهک به پيروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند اطمينان بالايی داشته‏اند . در اين تهاجم تقريباً همه افراد رده بالاي سازمان شرکت کرده بودند و طبيعی است که اعزام عناصری نظير آنها نشان دهنده ميزان اميدواری منافقان به موفقيت طرح بوده است ، جالبتر اينکه در اين عمليات عناصر شرکت‏کننده بسياری از لوازم شخصی نظير پاسپورت ، شماره تلفن دوستان و ... را با خود آورده بودند و بسياری از آ‏نها پس از دستگيری اظهار می‏داشتند که توهم دستيابی به تهران و براندازی جمهوری اسلامی به اندازه‏ای در ذهن آنها قوی و غيرقابل ترديد بوده است که کمترين احتمالی برای تصور شکست و ناکامی باقی نگذاشته بود .
در جريان عمليات مرصاد مردم منطقه غرب کشور و بويژه عشاير دلاور با حضور در خطوط مقدّم نبرد بار ديگر رشادت و پايمردی خويش را به نمايش گذاشتند .آنانی که افتخار حضور در ميدان مرصاد را داشته‏اند خوب به ياد دارند که ايلات و عشاير سرافراز و متدين چگونه ضمن اعلام حمايت از جمهوری اسلامی دسته دسته با لباس‏های محلی به تنگه مرصاد آمده و در کنار برادران و فرزندان خود به دفاع از آبرو ، شرف ، دين ، عزت و سربلندی ملت ايران پرداختند .
در اين ميان برخي از منافقين كه در فرار ناکام مانده بودند دست به خودکشي با استفاده از قرص سيانور زدند و تعدادي قريب به 250 نفر نيز به اسارت درآمدند .
سران سازمان و در رأس آنها ، رجوي به تز حماقت آميز خود اصرار داشتند و جمهوري اسلامي ايران و سازمان خود را به مثابه دو بوکسور درگير با هم مي دانستند و مدعي بودند كه مردم صرفاً تماشاگران اين مبارزه هستند و طرفدار کسي هستند كه پيروز اين مبارزه باشد .
به هر تقدير تحليل هاي سفيهانه سران سازمان كه حتي از سوي ديگر نيروهاي اپوزيسيون مورد تأييد قرار نگرفت باعث به هزيمت رفتن بسياري نيروهاي کادر سازمان در اين عمليات شد ، از سوي ديگر عمليات مرصاد در واقع مرگ سياسي و نظامي سازمان منافقين را رقم زد تا آنجا كه فاصله بين روزهاي امپرياليسم ستيزي و امپرياليسم نوازي آنان را پرکرد.