سه سؤال از دکتر فلاحی
نشریه سفیر با توجه به حساس بودن تحولات در نوار غزه سراغ دکتر سارا فلاحی ، مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام رفته و با طرح سه سؤال از ایشان به بررسی برخی مسائل مربوط به غزه پرداخته است که متن آن را می توانید در زیر بخوانید.
علل و انگیزه اسرائیل از حمله به نوار غزه چه بوده است؟
حمله اسرائیل به غزه به دنبال اهدافی غیر از اهداف اعلامی رژیم صهیونیستی بود. البته اهداف اعلامی مثل تضعیف حماس و تضمین امنیت شهروندان رژیم صهیونیستی می تواند در زمره اهداف کوتاه مدت باشد اما این حمله در ادامه استراتژی منطقه ای آمریکا در قالب طرح خاورمیانه بزرگ می باشد که اسرائیل و هم پیمانان محافظه کار و عرب آمریکا ابزار اجرای آن هستند. آمریکا بعد از یازده سپتامبر به دنبال پیاده کردن طرح فوق و تغییر ژئوپولتیک منطقه بود.حذف طالبان و صدام به عنوان متحدان اسبق آمریکا آغازگر یک استراتژی نوین توسط آمریکا در منطقه بود. آنها به این نتیجه رسیده بودند که جنبش های مخالفی همچون: حزب الله ، حماس و شیعیان جنوب عراق را با ابزار دموکراتیک مغلوب کنند و از صحنه خارج نمایند و هرگز فکر نمی کردند این گروه ها به واسطه پایگاه های مهم مردمی که دارند در رقابت های انتخاباتی برنده شوند. وقتی حماس در فلسطین و شیعیان در عراق رقابت های انتخاباتی را به نفع خود پایان دادند و حزب الله در لبنان به یک اسطوره ملّی تبدیل شد تمام معادلات آمریکا و دوستانش به هم خورد. منطقه تغییر نموده بود اما نه در جهت منافع آمریکا بلکه مخالفان آمریکا بازیگران جدید و فعال منطقه شده بودند که تماماً متحدان ایران محسوب می شدند ، به عبارت دیگر هلال خصیبی که آمریکا در جهت ممانعت از شکل گیری آن تلاش می کرد در حال شکل گیری بود و عراق ، ایران ، لبنان و سوریه در شرایط نوینی قرار گرفته بودند. ادبیات سیاسی منطقه نیز برضد آمریکا و به نفع جنبش های آزادیبخش تغییر کرده بود بنابراین به اسرائیل مأموریت داده شد تا در راستای تضعیف مرکز اصلی این تحرکات (یعنی ایران) متحدان و دوستان مهم و تجدیدنظر طلبش (حزب الله و حماس) را تضعیف نماید تا ضربه نهایی را راحت تر به ایران وارد نماید. نوع استراتژی که علیه ایران به کار برده شد در اصطلاح نظامی ، استراتژی جوجه تیغی نام دارد. در این استراتژی ، جوجه تیغی برای کشتن مار ابتدا از دُم مار شروع می کند یعنی اول تیغ های خود را مرتباً و به تناوب به دُم مار شلیک می کند تا کم کم به سر مار برسد و وقتی تمام بدن مار را از کار انداخت در پایان به راحتی می تواند سر مار را نیز از بین ببرد. آنها چون از استراتژی نرم افزاری و ابزار دموکراتیک سودی نبردند مجدداً مانند گذشته به سراغ استراتژی سخت افزاری و نظامی رفتند و ابتدا در لبنان دست اسرائیل را باز گذاشتند اما معادلات نظامی آنها به هم خورد و ارتش منظم و پر سروصدای اسرائیل که در گذشته در یک جنگ شش روزه ، دولت های بزرگ و مهم عربی مثل مصر و سوریه را شکست داده بود در طی سی و سه روز یک شکست مفتضحانه را متحمل شد. آنها برای احیای خود و زنده ماندن هیمنه سابق خود ، این بار غزه را هدف قرار دادند و در پی نابودی متحد دیگر ایران ، یعنی حماس برآمدند اما این بار نیز در یک جنگ بی سابقه که بیست و دو روز به طول کشید با ارتکاب کثیف ترین جنایات باز هم شکست خورد و این عدم موفقیت از چند جهت مهم تر از جنگ اسرائیل در لبنان بود.
اول اینکه نوار غزه ماههای زیادی بود که در محاصره کامل اقتصادی ، سیاسی و نظامی و ارتباطی قرار داشت.
دوم اینکه اسرائیل با تکه تکه کردن گروه های فعال فلسطینی و دادن مناطقی خاص به این گروه ها با تمام گروه های فلسطینی مواجه نبود و به همین خاطر یک پیروزی آسان را در معادلات خود برآورد کرده بود بطوریکه مدت زمان این جنگ را سه روز تخمین زده بودند.
سوم اینکه حجم وسیع و بی سابقه ای از کشتار غیر نظامیان و تخریب مناطق مسکونی را ایجاد کردند بطوریکه برای اولین بار نقاب مظلوم نمایی اسرائیل کنار رفت و ماهیت آن در سطح دنیا برای تمام مردم جهان مشخص شد.
چهارم اینکه برای نخستین بار قدرت رسانه ای صهیونیسم نتوانست در مقابل تریبون ها و رسانه های مخالف اسرائیل واقعیت جنایات اسرائیل در غزه را کاملاً سانسور نماید و رسانه هایی همچون: الاقصی ، العالم ، الجزیره و المنار با تنویر افکار عمومی دنیا یک هجمه وسیع و بی سابقه توسط مردم جهان را علیه اسرائیل خلق نمودند.
به این ترتیب اسرائیل نه تنها به اهداف برنامه ریزی شده خود نرسید بلکه چهره ای که شصت سال در انظار عمومی دنیا و با استفاده از قدرت رسانه ای صهیونیسم از مردم دنیا پنهان مانده بود و حتی وارونه نمایش داده شده بود به یکباره هویدا شد و جای مظلوم و ظالم واقعی مشخص شد و همه این شکست ها به واسطه شکست تیم های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و عملکرد جنون آمیز اسرائیل در غزه بود بطوریکه مطبوعات اسرائیل و از جمله ، هاآرتص اذعان نمودند که چهره مخدوش شده اسرائیل در سطح بین المللی به این زودی ترمیم نخواهد شد.شکستن انحصار رسانه ای صهیونیسم در جنگ غزه یکی از بزرگترین دستاوردهای مقاومت بود.
علل حمایت دولت های عربی از جنایات اسرائیل و سکوت آنها را در چه می دانید؟
رژیم های غیر مردمی و اقتدارگرای عربی به واسطه حفظ موجودیت و بقای خود و در راستای تقابل با جمهوری اسلامی ایران ، نخست در لبنان و اکنون در غزه هم نژادان خود را رها نمودند و حتی بسیاری از هزینه های نظامی و سیاسی این جنگ ها را متحمل شدند و این صرفاً به خاطر ترس از ادبیات آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و مردمی که حزب الله و حماس به تبعیت از آرمانهای انقلاب ایران پرچمدار آنند می باشد.
دلایل سکوت سازمانهای بین المللی و طرفدار حقوق بشر را در چه می دانید؟
یکی از بندهای کنفرانس جهانی حقوق بشر در سال 1993 تأکید بر جهان شمول بودن آن است یعنی تمامی حقوق بشر جهان شمول ، غیرقابل تفکیک ، وابسته به هم و لازم و ملزوم یکدیگرند. جامعه جهانی باید با حقوق بشر به طور جهانی به شیوه های منصفانه و برابر بر یک مبنا و با تأکید مشابه برخورد کنند.
در واقع جهان شمولی حقوق بشر به این معناست که این حقوق در سراسر جهان برای تمام افراد بشر ، صرفنظر از دین ، نژاد ، سن ، جنس ، زبان ، تابعیت ، موقعیت اجتماعی و جغرافیایی به رسمیت شناخته می شوند. این مفهوم در تمام اسناد بین المللی وجود دارد اما در عمل ، این واژه جهان شمولی صرفاً به یک واژه دهن پرکن تبدیل شده است چون این مفهوم هنوز نهادینه نشده است. گفتمان سلطه آنرا به صورتی که می خواهد و در راستای منافع خویش تعریف می کند و سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر هم ابزار دست این گفتمان هستند. اینکه ما موجودیت مستقل و آزادانه ای برای این سازمان ها فرض کنیم یک اشتباه کودکانه است. در تأیید بحث مذکور به یک مثال توجه کنید ، وقتی در جنگ فالکند مشاورین خانم تاچر از او می خواهند به خاطر عواقب سیاسی این جنگ از سازمان ملل کسب تکلیف کند خانم تاچر در پاسخ می گوید: ما سازمان ملل را برای حفظ منافع خود در مقابل جهان سوم ایجاد کرده ایم ، قرار نیست که این سازمان مانع کار ما شود. شورای امنیت هم پاسبان این گفتمان سلطه است بنابراین کوته فکرانه است اگر ما از این سازمان ها و شوراها انتظار عملیاتی نمودن شعارهای دهن پرکن ، پر طمطراق و توخالی همچون دفاع از حقوق بشر و یا تأمین امنیت جهانی داشته باشیم. این گفتمان کاملاً پراگماتیست است حقیقت برای آن ، چیزی است که منافع او را تأمین می کند ، چیزی برای آن قابل دفاع می باشد که منافع اش را به خطر نیاندازد. این گفتمان قواعد بازی خود را دارد از جمله اینکه هرجا لازم باشد و منافع اش ایجاب کند قواعد اعلام شده جهانی را عوض می کند و با قاعده خودش بازی می کند ، مرزهای سیاسی را آنگونه که می خواهد طراحی می کند ، مفاهیمی که خلق می کند براساس سود و زیان خودش است و مصداق این مفاهیم را هم خودش تعیین می کند و به همین خاطر است که در این گفتمان ، اسرائیل همیشه مظلوم و مدافع است و حماس و حزب الله ، تروریست و مهاجم اند و به همین خاطر است که باراک اوباما کلامش در مورد فجایع غزه به این شکل خنده آور اما کاملاً پراگماتیستی باز می شود که: مسئول جنایاتی که اسرائیل در غزه مرتکب شده است حماس است!
برای آنها حقوق بشر مهم نیست ، آنها از این واژه استفاده ابزاری می کنند ، همه چیز برای آنها نسبی است حتی خود بشر! سیاست آنها یک بام و دو هواست مثلاً گاهی به خاطر اعدام یک قاچاقچی و یا یک جانی ضد بشر در فلان کشور جهان سومی تمام رسانه های خود را بسیج می کنند تا از حقوق این افراد به عنوان بشر دفاع نمایند و گاهی هم در قبال جنایات هولناک و نسل کشی بی سابقه ای در منطقه ای مثل نوار غزه نه تنها واکنش نشان نمی دهند بلکه در یک اقدام غیر انسانی و کاملاً ضد حقوق بشری ، خسارت دیدگان را مسئول خسارت خود می دانند. پس نتیجه می گیریم که واکنش این سازمان ها که ابزار دست گفتمان سلطه هستند خیلی هم غیرطبیعی نیست.
تشکل دانشجویی دانشجويان مستقل در 26 بهمن ماه سـال 1383 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ايلام تأسیس گردید و در حال حاضر داراي 7 معاونت به عنوان شوراي مركزي می باشد كه عبارتند از: